تسلیم یا خدعه ای دیگر
یکشنبه 24 خرداد 1388 09:34 ب.ظ
فردا ساعت 16 تا 18
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 خرداد 1388 09:38 ب.ظ
حکمت عملی
یکشنبه 24 خرداد 1388 09:09 ب.ظ
ارسال شده در: هجرت ، سیاسی ،
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
حیرت
دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 10:47 ب.ظ
ارسال شده در: دلتا ،
چقدر این روزهای سخت و پر تنش و پر هیاهو جای تو خالیست
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
این ایام
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 02:06 ب.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ،
روزگاری عجیب است،
در غربتی غریب تنیده،
و قریب است،
مطلوب،
محبوب،
اما هنوز صبر لازم است.
صبر،
ان الله مع الصابرین
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
آه ای دل
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 07:52 ق.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ،
| سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت |
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت | |
| تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت |
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت | |
| سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع |
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت | |
| آشنایی نه غریب است که دلسوز من است |
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت | |
| خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد |
خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت | |
| چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست |
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت | |
| ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم |
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت | |
| ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی |
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت |
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
بنازم شخص حافظ را
یکشنبه 30 فروردین 1388 05:32 ب.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، دلتا ،
بنازم شخص حافظ را عجب شعر تری دارد...
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
حکایت
جمعه 28 فروردین 1388 09:03 ب.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، دلتا ،
روزی دوستی گفت :
می خواهی به همسرم بگویم یک دختر خوب برایت معرفی کند؟
گفتم :
من خودم را محدود نمی کنم،
هر کسی موردی معرفی کند بررسی می کنم،
این در را نمی بندم.
مدتی گذشت،
زنگ زد و گفت :
خانمم دو مورد برایت پیدا کرده است،
گفتم و پرسیدم از هرآنچه باید و شاید.
قرار شد مادرم زنگ بزند و با خانم دوستم صحبت کند.
یک هفته ای گذشت،
مادرم تماس گرفت و مورد اول مورد پسند اولیه مادر افتاد.
قرار شد که دوستم و خانمش مقدمات را فراهم کنند،
و اکنون یک ماه و اندی می گذرد.
با حافظ که خلوت کرده بودم چنین گفت :
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
خوب!
حق جل جلاله چنان تربیت می کند که بی قیاس است،
یاد گرفتیم که چشممان فقط همین ها را نبیند.
هر آغازی پایانی دارد،
هر سختی آسانی دارد،
جناب حافظ مشتاق بود سخنش بگوید،
من هم مشتاق تر،
بالابند عشوه گر نقش باز من
بعضا دوستان می گویند با این دقت جزئیات زندگیت را بازگو مکن،
راستش نمی دانم چگونه باید توجهتان دهم به چیزی که هیچوقت بدان دقت نمی کنید.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
حال
دوشنبه 24 فروردین 1388 10:57 ب.ظ
ارسال شده در: درونی ،
سکوت بر وبلاگ حکم فرماست،
سکوتی از جنس ...
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله بیست و هشت تا سی ام
چهارشنبه 28 اسفند 1387 06:36 ق.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
عرض کردم استاد قصد و عزم کاری دارم،
فرمودند چه کاری؟
عرض کردم شخصی است،
در مورد خودم است،
فرمودند چه کار می خواهی بکنی؟
عرض کردم می خواهم همان بت های نفسانی را بشکنم.
یک لبخندی زندند و فرمودند که به شرع پایبند باش کار خاصی نمی خواهد بکنی،
به اخلاقیات پایبند باش،
همه چیز درست می شود.
نظر بلندی بود.
لیکن من هم قصدم همین پایبندی بود.
الحمدلله
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله بیست و هفتم
یکشنبه 25 اسفند 1387 09:30 ق.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
روزی که بت شکنی عید است و هر روز باید عید باشد
اما امروز که عیدی بدین میمونی است،
عزم کرده ام بت شکنم،
دیگر واقعا قصد ترکش گرفته ام،
خدایا علم و اراده و همتی بسیار می خواهد،
خود کن که تا به حال خویش باشم هیج نکنم.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله بیست و پنجم و بیست و ششم
یکشنبه 25 اسفند 1387 09:27 ق.ظ
ارسال شده در: چهل قصه ، فارغ از غیر ، هجرت ،
بت پرستی را نمی خواهی کنار نهی!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 25 اسفند 1387 09:33 ق.ظ
شعله بیست و چهارم
جمعه 23 اسفند 1387 05:37 ق.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
اگر مرغ هوایی این قفس چیست؟
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله بیست و سوم
جمعه 23 اسفند 1387 05:35 ق.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
همان پفیوزی که بودی
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله هجدهم تا بیست و دوم
جمعه 23 اسفند 1387 05:34 ق.ظ
ارسال شده در: چهل قصه ، فارغ از غیر ، هجرت ،
وصل جایی برای سخن گفتن نمی نهد!
دیگر فرقی بین سوزنده و سوخته شده نیست!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 23 اسفند 1387 05:39 ق.ظ
شعله هفدهم
جمعه 16 اسفند 1387 02:32 ب.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
امان از پفیوزی
امان از این همه پستی که در من است،
امان از این همه تاریکی که در من است،
امان از این نفس بی همتم،
امان از خود،
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله شانزدهم
جمعه 16 اسفند 1387 02:31 ب.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
امان از سالوس
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله پانزدهم
جمعه 16 اسفند 1387 02:30 ب.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
امان از تزویر
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله چهاردهم
جمعه 16 اسفند 1387 02:28 ب.ظ
ارسال شده در: فارغ از غیر ، چهل قصه ، هجرت ،
امان از زرق
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
شعله سیزدهم
دوشنبه 12 اسفند 1387 07:30 ب.ظ
ارسال شده در: چهل قصه ، فارغ از غیر ، هجرت ،
خسته ام،
خیلی خسته،
آنقدر که خودم باورم نمی شود!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 16 اسفند 1387 02:30 ب.ظ
شعله دوازدهم
دوشنبه 12 اسفند 1387 01:01 ق.ظ
ارسال شده در: چهل قصه ، فارغ از غیر ، هجرت ،
امروز روز هجرت یک دوست بود،
روزی که در زندگی یک دلتا بالا می رفت،
امروز جشن ازدواج محمدحسین بود،
و من خیلی خوشحال
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 16 اسفند 1387 02:30 ب.ظ
تعداد کل صفحات : 31 1 2 3 4 5 6 7 ...
تبلیغات
